سيف بن محمد سيفى هروى
109
پيراسته تاريخنامه هرات ( فارسى )
فراغ البال به واسطهء عدل و بذل ملك مرحوم فخر الدولة و الدين زندگانى كردند و پريشانى و واقعهاى حادث نشد كه موجب كتابت بود . 91 . وفات ملك شمس الدين چون شهور سنه خمس و سبعمايه ( 705 ) درآمد ، در اين سال ملك شمس الدين محمد بن محمد بن ابى بكر كرت طيب اللّه مرقده [ 458 ] از عالم فانى به عالم جاودانى خراميد . بعد از هفت روز خبر به ملك فخر الدين رسيد . روز ديگر در مسجد جامع عزاى پدر بداشت . اهالى شهر هرات چون سپهر كبود لباس دوداندود در پوشيدند . [ 460 ] بعد از هفت روز ملك فخر الدين در مسجد جامع به اسم ملك شمس [ 461 ] الدين ختم قرآن كرد . و استاد بندهء ضعيف - مؤلف كتاب - مولانا ملك الحكما سعد الدين حكيم منجم غورى ، در تاريخ [ وفات ] ملك طاب ثراه قطعهاى گفته است : روز پنجشنبه از صفر ده و دو * سال هجرت رسيده هفتصد و پنج شمس دين كرت - خسرو آفاق * شد به فردوس از سراى سپنج 92 . آمدن دانشمند بهادر به محاصرهء هرات چون شهور سنه ست و سبعمايه ( 706 ) درآمد ، در اين سال به فرمان اولجايتو سلطان ، دانشمند بهادر به محاصرهء شهر هرات آمد و سبب آن بود كه چون اولجايتو سلطان بر تخت نشست ، بر خلاف ملوك خراسان ، ملك فخر الدين به اسم تهنيت به درگاه او نرفت . [ 462 ] دانشمند بهادر به حكم اولجايتو سلطان ، با ده هزار سوار ، از عراق متوجه خراسان شد . چون به حدود نيشابور رسيد ، از خويشاوندان خود ، گداى نامى را با سه هزار سوار نامزد كرد كه : به هرات رو و راهها را و مردم رعيت را زحمت مده ، تا آمدن من . چون كداى به قراباغ رسيد ، جماعتى را پيش ملك فخر الدين فرستاد و پيغام كرد كه امير بزرگ - دانشمند بهادر با سپاهى گران مىرسد و به حكم يرليغ اولجايتو سلطان در اين ديار معسكر خواهد ساخت ؛ و در جميع امور معين ديار ملك اسلام خواهد بود . ملك فخر الدين دانست كه آنچه كداى پيغام كرده ، خلاف است و دانشمند بهادر به محاصرهء شهر مىآيد و بر عزم محاربت است . فرستادكان كداى را به دلخوشى تمام بازگرداند . روز ديگر كداى به ديدن ملك فخر الدين آمد . ملك او را بنواخت و